مقدمه :

هر کشوری برای پاسخگویی به نیازهای خود باید از نیروهای انسانی کار آمد و اثر بخش استفاده کند و آماده ساختن چنین نیروهایی جز از راه آموزش و تربیت افراد امکان پذیر نیست . از آنجا که آموزش مانند هر فعالیتی هزینه بر است باید اطمینان پیدا کرد که این هزینه ها اعم از مالی ، مادی ، کالبدی و انسانی بدرستی صرف و خرج می شود به عبارت دیگر آیا نظام آموزشی کشور متناسب با نیازهای و خواسته ها جامعه عمل می کند ؟ آیا نیازهای اساسی جامعه در نظام آموزش بخوبی دیده شده است ؟ آیا نیازهای شخصی و فردی فرگیران در زمینه های علائق ، سلایق و ... در نظر گرفته شده است ؟ آیا ساختار کلی آموزش و پرورش آینده نگر و رو به جلو است یا حرکت قهقرایی داشته و تنها به انفعال میراث ها و فرهنگ گذشته می پردازد و تلاش برای آماده ساختن افراد برای مواجهه با تغییرات و تحولات آینده جامعه بشری مصروف و مبذول نمی دارد تا چه حد نظام و مجموعه فرایند های آموزشی به رشد و توسعه توانایی های انسانی فراگیران توجه نموده و پرورش افراد خلاق ، کارآمد و متفکر را هدف گیری نموده است ، که با وجود عمر اندک خود در پی پاسخگویی به این پرسشها ست

حدود 4 دهه است که علوم تربیتی در ایران گسترش یافته و هنوز رشته نوی محسوب می شود ، همین امر در کمتر جا افتادن افراد با مفهوم علمی ارزیابی آموزشی تاثیر داشته است و هنوز تا جا افتادن آن مفهوم در نظام آموزشی و استفاده بهینه از نتایج آن راده درازی در پیش رو داریم .

ارزشیابی آموزشی چیست ؟   ( ادامه در وقتی دیگر )